سیمای زن عر ب اهواز در سینمای ایران
عمار تاسائی
زن عرب ایرانی انسانی زجر کشیده است که اساسی ترین حقوق او پایمال شده است. نداشتن حق انتخاب همسر، محرومیت از تحصیل، ضرب و شتم و شکنجه روحی و جسمی تنها پاره ای از مشکلات زنان عرب است. مشکلات و سرکوب هایی که خود تابعی از فقر،بدبختی، ناآگاهی و فلاکتی است که به مردم عرب خوزستان تحمیل شده است.
نا گفته پیداست که برای علاج و یافتن راهکار هایی مناسب، این دولتها هستند که در وهله اول موظفند چاره جویی کرده و به فکر حل مشکلات مردم باشند تا ابزار توسعه انسانی فراهم شود. توسعه انسانی مهمترین رکن پیشرفت و مدرنیته در یک کشور است.
در سالیان گذشته متاسفانه نظام های حاکم بر ایران به مشکلات مردم عرب خوزستان که دارای فرهنگ، زبان و آداب و رسوم متفاوت هستند بی توجه بوده اند. توسعه جامعه مردمان مناطق عرب نشین ایران نیازمند موشکافی عمیق علمی است. نگاهی گذارا به وضعیت امروزی بهداشت، شیوه ی زندگی و آموزش در مناطق عرب نشین کشورمان دلیلی قاطع برای صحت این کلام ارائه می کند.
از دولتها که بگذریم هنرمندان و فرهیختگان یک کشور نیز می توانند تا حدودی نگاهها را متوجه یک معضل خاص بنمایند و با تلاش و فعالیت ادبی و خلق آثار هنری اسباب علاج مشکل را فراهم کنند.
در این میان سینما رسانه ای دیداری و شنیداری است که بعنوان پر مخاطب ترین رسانه می تواند نقشی کلیدی ایفا کند. نقشی که در راس آن فرهنگ سازی و آگاهی دادن به مردم است که مهمترین مقوله در چاره جویی برای هر ناهنجاری و مسئله ی اجتماعی بشمار می آید.
متاسفانه درطی سالیان گذشته روشنفکران ایرانی اهتمام و علاقه ای به بررسی مشکلات مردم محروم عرب و به تبع آن زنان ستمدیده ی این نواحی از خود نشان نداده و حتی در مواردی تلاش نموده اند تا وجود چنین مشکلاتی را انکار کنند و به اصطلاح صورت مساله را پاک کنند. برخی نیز تلاش کرده تا سیاست های غلط و مغرضانه ی دولتمردان در بر خورد با مشکلات زنان عرب را تبریر کرده و آنهارا صحیح جلوه دهند.
نگاهی گذرا به نقش سینمای ایران، از بدو تاسیس تاکنون، در برخورد با مشکلات زن عرب خوزستانی نشان می دهد که در این زمینه کاستی های فراوانی وجود دارد.
زنی سیاهپوشی با نقاب در اتاقی تاریک که فارسی را با لهجه ای عجیب و غریب و بعضن مسخره صحبت میکند، در کنار مردانی خشن با سیبیل هایی کلفت و خلاف کار و قانون شکن…
این تصویر زن و مرد عرب در معدود فیلم هایی است که سینمای ایران تهیه نموده است.
قبل از انقلاب سینمای ایران درچند مورد، کاراکترهای حاشیه ای که نماد مردم عرب بودند را در برخی فیلم ها گنجانده است، شخصیت هایی که هیچگونه نقش کلیدی نداشته و پیامی برای مخاطب خود ندارد.
گویا فیلم سازان تنها برای جذاب تر کردن و متنوع کردن فضا این شخصیت ها را به کار گرفته تا از یکنواختی در فیلم سازی خارج شوند.
دردهه چهل و پنجاه شمسی بخش های مهمی از چندین فیلم سینمایی در خوزستان و در میان مردم عرب فیلم برداری وساخته شد. فیلم "ناخدا و باخدا"، "صبح روز چهارم"، "مو سرخه"، "چلچراغ"، "چشم انتظار"، "حیدر" و "دلاوران دوران" از آن جمله است
در این فیلم ها مردمان عرب غالبن قاچاقچی، خلاف کار، قاتل و جنایتکار جلوه داده شده اند. به زنان تنها اشاراتی جزئی در یک و یا دو فیلم شده است.
اگر برای فیلم های سینمایی آن دوران تاثیر و پیامی متصورشویم، چیزی جز از خود بیگانگی و الیناسیون، بحران هویت و ایجاد اختلاف و دو دستگی نمی تواند باشد که خود آن مشوق اصلی افراطی گری است.
بعداز انقلاب و دوران جنگ ایران و عراق، سینما برای چندین سال جنگ را سوژه ی اصلی خود قرار داد و باز هم سینماگران از مردم عرب تنها برای طبیعی نشان دادن صحنه های جبهه و جنگ استفاده کرده و در واقع آنها را جزئی از دکوراسیون وصحنه سازی جبهه ها قرار دادند.
























