Yahoo!

سیمای زن عر ب اهواز در سینمای ایران

كتبها عمار تاسائي ، في 5 ديسمبر 2010 الساعة: 14:14 م

 


سیمای زن عر ب اهواز در سینمای ایران

 

 

عمار تاسائی

 زن عرب ایرانی انسانی زجر کشیده  است که اساسی ترین حقوق او پایمال شده است.  نداشتن حق انتخاب همسر، محرومیت از تحصیل، ضرب و شتم و شکنجه روحی و جسمی تنها پاره ای از مشکلات زنان عرب است. مشکلات و سرکوب هایی که خود تابعی از فقر،بدبختی، ناآگاهی و فلاکتی است که به مردم  عرب خوزستان تحمیل شده است.

نا گفته پیداست که برای علاج و یافتن راهکار هایی مناسب، این دولتها هستند که در وهله اول موظفند چاره  جویی کرده و به فکر حل مشکلات مردم باشند تا ابزار توسعه انسانی فراهم شود.  توسعه انسانی مهمترین رکن پیشرفت و مدرنیته در یک کشور است.

در سالیان گذشته متاسفانه نظام های حاکم بر ایران به مشکلات مردم عرب خوزستان که دارای فرهنگ، زبان و آداب و رسوم متفاوت هستند بی توجه بوده اند.  توسعه جامعه مردمان مناطق عرب نشین ایران نیازمند موشکافی عمیق علمی است. نگاهی گذارا به وضعیت امروزی بهداشت، شیوه ی زندگی و آموزش در مناطق عرب نشین کشورمان دلیلی قاطع برای صحت این کلام ارائه می کند.

 

 از دولتها که بگذریم  هنرمندان  و فرهیختگان یک کشور نیز می توانند تا حدودی نگاهها را متوجه یک معضل خاص بنمایند و با تلاش و فعالیت ادبی و خلق آثار هنری اسباب علاج مشکل را فراهم کنند.

در این میان سینما رسانه ای دیداری و شنیداری است که بعنوان پر مخاطب ترین  رسانه می تواند نقشی کلیدی ایفا کند. نقشی که در راس آن فرهنگ سازی و آگاهی دادن به مردم است که مهمترین مقوله در چاره جویی برای هر ناهنجاری و مسئله ی اجتماعی بشمار می آید.

متاسفانه درطی سالیان گذشته روشنفکران ایرانی اهتمام و علاقه ای به بررسی مشکلات مردم محروم عرب و به تبع آن زنان ستمدیده ی این نواحی از خود نشان نداده و حتی در مواردی تلاش نموده اند تا وجود چنین مشکلاتی را انکار کنند و به اصطلاح صورت مساله را پاک کنند. برخی نیز تلاش کرده تا سیاست های غلط و مغرضانه ی دولتمردان در بر خورد با مشکلات زنان عرب را تبریر کرده و آنهارا صحیح جلوه دهند.

نگاهی گذرا به نقش سینمای ایران، از بدو تاسیس تاکنون، در برخورد با مشکلات زن عرب خوزستانی نشان می دهد که در این زمینه کاستی های فراوانی وجود دارد.

 

زنی سیاهپوشی با نقاب در اتاقی تاریک که فارسی را با لهجه ای عجیب و غریب و بعضن  مسخره صحبت میکند، در کنار مردانی خشن با سیبیل هایی کلفت و خلاف کار و قانون شکن…

 این تصویر زن و مرد عرب در معدود فیلم هایی است که سینمای ایران تهیه نموده است.

 قبل از انقلاب سینمای ایران درچند مورد، کاراکترهای حاشیه ای که نماد مردم عرب بودند را در برخی فیلم ها  گنجانده است، شخصیت هایی که هیچگونه نقش کلیدی نداشته و پیامی برای مخاطب خود ندارد.

گویا فیلم سازان تنها برای جذاب تر کردن و متنوع کردن فضا این شخصیت ها را به کار گرفته تا از یکنواختی در فیلم سازی خارج شوند.

 دردهه چهل و پنجاه شمسی بخش های مهمی از چندین فیلم سینمایی در خوزستان و در میان مردم عرب فیلم برداری وساخته شد. فیلم "ناخدا و باخدا"، "صبح روز چهارم"، "مو سرخه"، "چلچراغ"، "چشم انتظار"، "حیدر" و "دلاوران دوران" از آن جمله است

در این فیلم ها مردمان عرب غالبن قاچاقچی، خلاف کار، قاتل و جنایتکار جلوه داده شده اند. به زنان تنها اشاراتی جزئی در یک و یا دو فیلم شده است.

 اگر برای فیلم های سینمایی آن دوران تاثیر و پیامی متصورشویم، چیزی جز از خود بیگانگی و الیناسیون، بحران هویت و ایجاد اختلاف و دو دستگی نمی تواند باشد که خود آن مشوق اصلی افراطی گری است.

 بعداز انقلاب و دوران جنگ ایران و عراق، سینما برای چندین سال جنگ را سوژه ی اصلی خود قرار داد و باز هم سینماگران از مردم عرب تنها برای طبیعی نشان دادن صحنه های جبهه و جنگ استفاده کرده و در واقع آنها را جزئی از دکوراسیون وصحنه سازی جبهه ها قرار دادند. 

المزيد

أضف الى مفضلتك
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Google
  • LinkedIn
  • Live
  • MySpace
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • TwitThis
  • YahooMyWeb

دراسة اجتماعیة حول الشعب الاهوازی/ الجزء الثالث

كتبها عمار تاسائي ، في 13 مارس 2011 الساعة: 19:45 م

  


 

عمار تاسائی

amrtas1@gmail.com

المطلع علی تاریخ منطقه الشرق الاوسط وخاصة دول الخلیج والعراق وایران یعرف جیدا ان التطوروافرازات الحداثة والتقنیه لم تعم هذا الدول الا بعد نهایة الحرب العالمیة الاولی.

فترة الاستقرار التی حصلت فی تلک السنوات بعد انهیار الامبراطوریة العثمانیة، شهدت نهوض دول حدیثة و تأسیس مدارس و مراکزصحیة وجامعات وتدشین سکک الحدید ومحطات الاذاعة والسینما و لم تکن ایران و عربستان استثناءا عن هذه الدول و انها تزامنت هناک مع بسط الحکومة الایرانیة سلطتها علی عربستان و شروعها فی مشاریع اقتصادیة و سیاسیة شتی کانت تحمل اهداف معلنة و غیر معلنة!

 شهدت ایران فی هذه الحقبة تطورات جذریة غیرت الکثیر من المعادلات السیاسیة داخل ایران، فنمط الحکم تحول من الممالک المحروسة، الذی کان نوع من الفیدرالیة التقلیدیة، الی نظام ملکی یحکمه حاکم مستبد باسالیب بولیسیة و تحولت السلطة السیاسیة و مراکز صنع القرار الی العاصمة بصورة کاملة و قبل ذلک کان موزعة علی الاقالیم الایرانیة التی کانت تتمتع حکوماتها بصلاحیات واسعة.

 کما ارادت الحکومة ان تحول ایران من دولة متخلفة الی دولة متطورة و صناعیةعبر ما کان یعتقد به منظرو النظام الایرانی ایام رضاخان ای انه علی الایرانیین استنساخ النمط الغربی للتطورو الحداثة بما فیه و تطبیقه فی ایران لذلک تم استبدال الملابس التقلیدیة بالملابس الغربیة و ُمنع الحجاب و بدأ استیراد الصناعة و بناء المدارس و الجامعات و المعاهد و غیره.

اهملت النخبة الایرانیة و بتبعها الحکومة دور الفکر فی بناء وترسیخ الحداثة و لم تعرای اهتمام لأسس الفکرالایرانی الذی ینتظم علیها کل شئ او ربما من الافضل ان نقول انها ای النخبة الایرانیة اخطاءات فی معرفة الفکر الایرانی و مرجعیاته و تبعا لذلک لم یتم تعیین ای دور للفکر فی مسیرة الحداثة و التنمیة فی ایران و ربما ارادت الحکومة بتلک الخطوة بناء دولة صناعیة علی نمط المانیا المستبدة انذاک جاهلة او متجاهلة الفرق الشاسع بین المانیا و ایران من الناحیة المعرفیة و الفکریة!

الیوم بعد مضی اکثر من ثمان عقود علی بدء مشروع رضاخان و ابنه محمدرضا شاه لتطویر ایران و تحویله الی دولة صناعیة، لم یعد یساورالشک ای مطلع علی الشأن الایرانی ان ذلک المشروع فشل برمته و لم یحقق ای من اهدافه الا انه استطاع ان یحدث طفرة کبیرة ف

المزيد

أضف الى مفضلتك
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Google
  • LinkedIn
  • Live
  • MySpace
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • TwitThis
  • YahooMyWeb

دراسة اجتماعیة حول الشعب الاهوازی2

كتبها عمار تاسائي ، في 27 فبراير 2011 الساعة: 20:04 م

الجزء الثانی

 

 

عمار تاسائی

قدمنا فی الجزء الاول نبذة مختصرة حول تاریخ عربستان و کیفیة تعامل الحکومة الایرانیة مع الشعب الاهوازی فی بدایة بسط سیطرتها علی الاقلیم. فی هذا الجزء نحاول ان نستعرض التطورات و التحولات التی حصلت نتیجة وجود الدولة الایرانیة فی عربستان.

بعد ما استطاعت الحکومة الایرانیة بسط سیطرتها علی عربستان، رویدا رویدا اخذت تظهر الدوائر الحکومیة التابعة لها هنا وهناک فی مدن الاقلیم ولم تمضی سنوات قلیلة حتی تم انشاء عدة دوائر للحکومة الایرانیة فی المدن الکبیره مثل الاهواز وعبادان والمحمرة و الخفاجیة وبالطبع کانت لغة هذا الدوائر الفارسیه.

وهکذا بین لیلة وضحاها وجد الفرد الاهوازی نفسه فی مجتمع یتکلم لغه غیر اللغة العربیة التی کانت اللغه الرسمیه و یعتمد علیها سکان الاقلیم وبصوره کامله فی الاقتصاد و التجارة و العلاقات الاجتماعیة.

کان من الضروری فی تلک الحقبة ای بعد الاطاحة بحکم الشیخ خزعل و تتویج رضاخان علی عرش ایران کان من الضروری جدا ان تبادر الحکومة الایرانیة بافتتاح مدارس لتعلیم اللغة الفارسیة للعرب الاهوازیین و تعلیمهم علی الاقل التحدث بهذا اللغة حتی یتمکنوا من مواکبة العصر و تطوراته والاستفادة مما توفره الحکومة من خدمات فی مجال التعلیم و الصحة و التنمیة الاجتماعیة لکنها لم تفعل ذلک و ترکت العرب الاهوازیین یصارعون مشاکلهم بانفسهم یقنعون بابسط المهن ! و یتخلفون عن الرکب الاقتصادی و الاجتماعی الموجود فی المجتمعات التی تحیط بهم.

 فی الحقیقة ان الفرد الاهوازی وجد نفسه امام لغة لا یفهمها و ربما لذلک لم یتمکن من الاستفادة من ما قدمته الحکومة فی الاقلیم من امکانیات لتعلیم والصحه والقضاء وغیره، و بقی مهمشا یعیش بعیدا عن التطورات و التغییرات التی حدثت فی مدن عربستان نتیجة وجود الحکومة الایرانیة.

فی المقابل الفرد الفارسی الذی کان یقطن فی عربستان او الذی جلبته الحکومة الی الاقلیم لم یواجه هذه المشکلة فالفلاح او العامل الفارسی یفهم کلام المعلم و مدیر المدرسة عندما یحدثه عن ابنه و عن فوائد التعلیم ویفهم لغه المحامی و قاضی المحکمة و المرشد الزراعی ویعرف تماما مایقال له! بینما یستعصی ذلک علی الفلاح العربی ان یفهم ما یریده هولاء!

کما ان عدم اتقان اللغة الفارسیة من قبل العرب فی تلک الحقبة کان یقلص فرص العمل المتاحة امام العرب الاهوازیین و بصورة طبیعیة ان الفارسی الامی و الغیرمتعلم یکون متقدم علی العربی الامی الغیرمتعلم لانه یعرف اللغة الرسمیة للبلد و مؤسساته من دوائر و شرکات بینما یجهلها العربی الاهوازی و ربما هذا ما دفع الالاف من العرب الاهوازیین الی الهجرة الی الکویت للعمل هناک فی الخمسینات و الستینات من القرن الماضی، فالکویت بلد عربی یعرفون لغته و یستطیعون العمل فیه.

و من جانب آخر ان العرب فی عربستان یحتقرون الفرس احتقارا یجعل السیر وراءهم امر غیر محبب و مطلوب و ورد ذکر احتقار العرب للفرس فی عربستان فی کتاب "سفرنامه عربستان" کما جاء فی هذا الکتاب ان الفرس ایضا یزدرون بالعرب! اذا اردنا ان نحلل هذا الاحتقار و الازدراء المتبادل تحلیلا اجتماعیا نجد ان احتقار العرب للفرس مرده الی قیم البداوة المنتشرة بین العرب الاهوازیین. البدوی بطبیعته یحتقر کل من لا یحمل سیفا و لا یقاتل و یمتهن مهنة فی سبیل الحصول علی معاشه. العرب الاهوازیین رغم ان الارض التی یقطنونها لیست صحراء الا ان ذلک لم یغییر فیهم قیم البداوة و ظلوا متمسکین بها الی یومنا هذا مع تغییر طفیف فی الشکل لا فی المضمون. یحدثنا بعض کبار السن ان الغزو کان منتشرا و کان الفرد الاهوازی یمتهن الغزو زمن حکم الشیخ خزعل

المزيد

أضف الى مفضلتك
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Google
  • LinkedIn
  • Live
  • MySpace
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • TwitThis
  • YahooMyWeb

دراسة اجتماعیة حول الشعب الاهوازی/ الجزء الثانی

كتبها عمار تاسائي ، في 27 فبراير 2011 الساعة: 20:00 م

 

 

عمار تاسائی

قدمنا فی الجزء الاول نبذة مختصرة حول تاریخ عربستان و کیفیة تعامل الحکومة الایرانیة مع الشعب الاهوازی فی بدایة بسط سیطرتها علی الاقلیم. فی هذا الجزء نحاول ان نستعرض التطورات و التحولات التی حصلت نتیجة وجود الدولة الایرانیة فی عربستان.

بعد ما استطاعت الحکومة الایرانیة بسط سیطرتها علی عربستان، رویدا رویدا اخذت تظهر الدوائر الحکومیة التابعة لها هنا وهناک فی مدن الاقلیم ولم تمضی سنوات قلیلة حتی تم انشاء عدة دوائر للحکومة الایرانیة فی المدن الکبیره مثل الاهواز وعبادان والمحمرة و الخفاجیة وبالطبع کانت لغة هذا الدوائر الفارسیه.

وهکذا بین لیلة وضحاها وجد الفرد الاهوازی نفسه فی مجتمع یتکلم لغه غیر اللغة العربیة التی کانت اللغه الرسمیه و یعتمد علیها سکان الاقلیم وبصوره کامله فی الاقتصاد و التجارة و العلاقات الاجتماعیة.

کان من الضروری فی تلک الحقبة ای بعد الاطاحة بحکم الشیخ خزعل و تتویج رضاخان علی عرش ایران کان من الضروری جدا ان تبادر الحکومة الایرانیة بافتتاح مدارس لتعلیم اللغة الفارسیة للعرب الاهوازیین و تعلیمهم علی الاقل التحدث بهذا اللغة حتی یتمکنوا من مواکبة العصر و تطوراته والاستفادة مما توفره الحکومة من خدمات فی مجال التعلیم و الصحة و التنمیة الاجتماعیة لکنها لم تفعل ذلک و ترکت العرب الاهوازیین یصارعون مشاکلهم بانفسهم یقنعون بابسط المهن ! و یتخلفون عن الرکب الاقتصادی و الاجتماعی الموجود فی المجتمعات التی تحیط بهم.

 فی الحقیقة ان الفرد الاهوازی وجد نفسه امام لغة لا یفهمها و ربما لذلک لم یتمکن من الاستفادة من ما قدمته الحکومة فی الاقلیم من امکانیات لتعلیم والصحه والقضاء وغیره، و بقی مهمشا یعیش بعیدا عن التطورات و التغییرات التی حدثت فی مدن عربستان نتیجة وجود الحکومة الایرانیة.

فی المقابل الفرد الفارسی الذی کان یقطن فی عربستان او الذی جلبته الحکومة الی الاقلیم لم یواجه هذه المشکلة فالفلاح او العامل الفارسی یفهم کلام المعلم و مدیر المدرسة عندما یحدثه عن ابنه و عن فوائد التعلیم ویفهم لغه المحامی و قاضی المحکمة و المرشد الزراعی ویعرف تماما مایقال له! بینما یستعصی ذلک علی الفلاح العربی ان یفهم ما یریده هولاء!

کما ان عدم اتقان اللغة الفارسیة من قبل العرب فی تلک الحقبة کان یقلص فرص العمل المتاحة امام العرب الاهوازیین و بصورة طبیعیة ان الفارسی الامی و الغیرمتعلم یکون متقدم علی العربی الامی الغیرمتعلم لانه یعرف اللغة الرسمیة للبلد و مؤسساته من دوائر و شرکات بینما یجهلها العربی الاهوازی و ربما هذا ما دفع الالاف من العرب الاهوازیین الی الهجرة الی الکویت للعمل هناک فی الخمسینات و الستینات من القرن الماضی، فالکویت بلد عربی یعرفون لغته و یستطیعون العمل فیه.

و من جانب آخر ان العرب فی عربستان یحتقرون الفرس احتقارا یجعل السیر وراءهم امر غیر محبب و مطلوب و ورد ذکر احتقار العرب للفرس فی عربستان فی کتاب "سفرنامه عربستان" کما جاء فی هذا الکتاب ان الفرس ایضا یزدرون بالعرب! اذا اردنا ان نحلل هذا الاحتقار و الازدراء المتبادل تحلیلا اجتماعیا نجد ان احتقار العرب للفرس مرده الی قیم البداوة المنتشرة بین العرب الاهوازیین. البدوی بطبیعته یحتقر کل من لا یحمل سیفا و لا یقاتل و یمتهن مهنة فی سبیل الحصول علی معاشه. العرب الاهوازیین رغم ان الارض التی یقطنونها لیست صحراء الا ان ذلک لم یغییر فیهم قیم البداوة و ظلوا متمسکین بها الی یومنا هذا مع تغییر طفیف فی الشکل لا فی المضمون. یحدثنا بعض

المزيد

أضف الى مفضلتك
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Google
  • LinkedIn
  • Live
  • MySpace
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • TwitThis
  • YahooMyWeb

دراسة اجتماعیة حول الشعب الاهوازي

كتبها عمار تاسائي ، في 21 فبراير 2011 الساعة: 00:05 ص

 الجزء الاول

 

عمار تاسائی

"الشعب الاهوازی متخلف"  کلمة طالما سمعناها من الکثیرین فی مناسبات شتی لکن اذا اردنا ان نبحث عن اسباب هذا التخلف وندرس ابعاده،لا نجد غیر عبارات تقلیدیة وضبابیة وغیر محدده مثل "الحکومه الایرانیه هی سبب التخلف" او "الحرب" کما ان بعضهم عاز سبب التخلف الی القبلیه لکن دون تقدیم دراسات او بحوث اکادیمیة و علمیة و ربما یمکننا القول انه لیس هناک دراسة اجتماعیة حول الشعب الاهوازی و لا توجد ای بحوث فی هذا المجال. الامر الذی دفعنا الی تقدیم هذا الدراسة المتواضعة الی القاری الکریم لعل ذلک یساهم فی بدایة مرحلة من تقدیم الدراسات الاجتماعیة حول الشعب الاهوازی الذی ظل یعانی من مشاکل شتی لا حصر لها و فی سبیل تکملة ما کتبنا نهیب بکل الاخوة و الاخوات لکی یساعدوننا فی نقد هذه الدراسة و تکمیلها لکی نتمکن من تقدیم مادة مفیدة لمن یرید دراسة مشاکل الشعب الاهوازی فی المستقبل.

کما اننا لا ندعی ان هذا الدراسه تخلو من الاخطاء وتضع النقاط علی الحروف، لکنها ربما یمکن لنا ان نعتبرها بدایه لمرحلة ندخل من خلالها نقاش موضوعی حول اسباب تخلف الشعب الاهوازی.

ولابد ان نوضّح ما نعنیه بالشعب الاهوازی وهو تلک المجموعة البشریة من العرب التی تعیش فی جنوب غرب ایران فی اقلیم الاهواز او الاحواز اوعربستان او خوزستان(التسمیة الرسمیة) الذی یقع بین جبال زاغرس و الحدود العراقیة والخلیج، و غالبیة الشعب الاهوازی مسلمین من الطائفة الشیعیة کما یوجود هناک مسلمین سنة و صابئة مندائیین و بعض المسیحیین و الارمن.

اقلیم عربستان یضم عرب وغیر عرب اوالفرس او کما یطلق علیهم محلیا "العجم" و ربما کانت کلمة العجم اصح نظرا الی معنی کلمة العجم التی تعنی غیر العرب و کما هو معروف ان غیر العرب الذین یعیشون فی عربستان هم من اعراق و لهجات مختلفه مثل اللر و البختیاریون و الاکراد و الدسابله والبهمیة و البلوش و غیرهم! و لا نخطو الصواب اذا قلنا ان جمیع هولاء الفرس او الغیر عرب تقریبا هم وافدین علی هذا الاقلیم جاءوا الیه بعد بسط الحکومه الایرانیة سلطتها هناک ای بعد عام  1925. یذکر نجم الملک فی کتابه "سفرنامه عربستان" یقول ان غالبیة سکان مدینة الاهواز و اقلیم عربستان هم من العرب. و ربما لذلک السبب تمت تسمیته من قبل الایرانیین و العثمانیین بـ«عربستان» و هی تسمیه کانت لها صفه رسمیه قبل تغییر اسم الاقلیم من قبل حکومة رضاخان الی خوزستان و الی یومنا هذا لازال عددا

المزيد

أضف الى مفضلتك
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Google
  • LinkedIn
  • Live
  • MySpace
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • TwitThis
  • YahooMyWeb

رواية: حي العامري

كتبها عمار تاسائي ، في 22 مايو 2008 الساعة: 09:25 ص

عمار تاسائي

121144

 

الجزء الاول

اقتربت عقارب الساعة من السابعة صباحا و اكتست شوارع احياء و ضواحي مدينة الاهواز بوشاح الملابس  السوداء و الداكنة لفتايات المدارس  من مختلف المراحل وعجت الطراقات بعويل و صياح التلاميذ و الاولاد الذين راحو يصرخون و يعبثون بكل شي يقع في طريقهم و راح هذا التيار العارم ليتكدس في باصات النقل العام و محطاتها. و كعادته نهض ابراهيم متاخرامن نومه في ذلك اليوم من خريف عام 1371/1992و بالرغم من مداهمة الوقت له، لم يسعي لتناول فطوره بسرعة، و احتسي عددا كافيا من اكوب شاي بهدوء، ثم اخذ كتبه و مشط شعره بيده و ترك ثمة خصلات من شعره   الاسود علي جبينه و هرول في الزقاق المزدحم الضيق الذي يصله الي محطة الباص في حي آخر آسفالت.

اجتاز ابراهيم للتوء  مرحلة المراهقة بصخبها و جنونها وهو الان علي اعتاب مرحلة جديدة من حياته حيث اخذ يجرب احاسيس و ميول لم يعتدها من قبل و كان الاهتمام بالمنظر احد تبعاتها، فاخذ الشاب يسعي لاختيار ملابس جميلة و انيقة و يختال امام مثيلاته في العمر.

وقف علي حافة الطريق و كانت تفصله عن محطة الباص بضعة امتار، و قد غادرها معظم التلاميذ و لم يبقي سوي عدد من التلاميذ  معروف بتكاسله و تساهله بالنسبة لارتياد المدرسه في الوقت المحدد و سكوت المحطة جعل القلق يتسلل الي قلبه و لم يكن يعكر سكوتها سوي بائع سجائر عراقي كان يحاول و بصوت جهوري  ايضاح ملابسات احتلال العراق للكويت عام 1990 لاحد زبائنه الذي يبدو كان لا يكترث الا لاشعال السيجاره و وضعها بين شفاهه.

وبعد الاستماع لمحاضرة بائع السجائر الذي احب لو كان لديه وقت اطول ليستمع اليه كاملة لكن كان عليه الذهاب ، قرر ان يستقل سيارة تكسي و دفع مبلغا مال اكبر، بدلا من الباص الذي لم يصل الي المحطة حتي تلك اللحظة.

 و بعد رحلة قاسية وسط الزحام تمكن من الوصل الي باب المدرسة و طار فرحا عندما راي الساعة قد تجاوزت الثامنه و النصف و ان الباب غير موصد بوجهه كما في المرات السابقة عندما كان يرغم علي الانتظار خلف الباب ربما لربع ساعة حتي ياتي الفراش و يفتحه بتافف و عدم ارتياح.

دخل الصف و هوعبارة عن غرفة واسعة اصطفت فيها منضدات و كراسي خشبية علي قوائم من حديد و كانت غيمة من الغبار تتوسط الصف اثارها شغب الطلاب الذي حملوه معهم من مرحلة الطفولة و دخولهم المدرسة الثانوية لم يدفعهم ال نسيان ماكانوا يقومون به في ايام خلت من مرح و عراك.

لم يشاء ان ينتبه لدخوله احد لذلك تسلسل و حيا زملاءه الذين يحيطون به بحياء و هدوء و لو كان الجالسون يرونه لاول مره، لظنوا انه مغرور و يصنف في ذلك الصنف من  البشر الذي لايحبذ و لا يطاق، لكن السنوات الثلاث الذي قضوها معن، عرفتهم به بافضل صوره فكان مرحا لايعرف الكسل و متكلما يمد اصحابه بكل ما هو جديد و دائما يتطلع الي حالة افضل في الحياة يكره مخالطة الرعاع و يتوق الي المعلومة و يثمن الصداقة و الصديق.

لم يمضي علي دخوله الصف بضع دقائق حتي دخل المعلم و كان قصيره القامة، حاد النظرلم يترك الزمان علي راسع الا قليل من الشعر الابيض الذي يخالطه سواد علي جانبي راسه المدور الذي يشبه الكره و نهض الطلاب بكسل تحية له و علت اصوات المنضدات و الكراسي عند نهوضهم اثر اصتدامها بعضها ببعض.

جلس المعلم علي كرسيه و حاول الطلاب ادراجه الي الخوض في حديث ما،و ليس موضع الحديث مهما بل قدره علي جلب اهتمام المعلم لمواصلته بغية تاجيل بداية الحصة الدراسية قدر المستطاع لغرض الاستمتاع و المزاح فقط.

بعد دقائق من الحديث بين المعلم و الطلاب تقدم المعلم الي منضدة في الامام و اخذ كتاب  الفيزياءو كانت مادته الحصة الدراسيه لتلك الساعة و اهمل حديث بعض المشاغبين و كانه ادرك ما يرمون اليه من وراء حديثم هذا اي انهم يردون تاجيل بداية الحصة الدراسية.

و شرع في شرح و كتابة ارقام و احروف انجليزية و لم يجد الشاب اي صعوبة في التركيز و فهم ما يتفوه به المعلم و ربما كان يسبقه بخطوات في معرفة اجوبة اسئلة الكتاب التي كان المعلم يسعي الي حلها و شرحها للطلاب.و غاص فيما في ما يراه مكتوبا علي السبوره و ما يقوله المعلم حتي انه لم ينتبه ان جرس الراحة قد دق و كان عليهم الانصراف الي باحة المدرسة لمدة 10 دقائق او اكثر بقليل حتي ان وخزه ماجد، الذي كان يجلس خلفه و كان صديقا له ايضا، قائلا:

-انهض يا بروفيسور انتهي الصف!

-امهلني بضع دقائق فقط و سأتي

-انا و سلمان في الساحة الحق بنا

_هز رأسه تائيدا و استمر في الكتابة،بدا و كانه منزع

المزيد

أضف الى مفضلتك
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Google
  • LinkedIn
  • Live
  • MySpace
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • TwitThis
  • YahooMyWeb

اللوحات و الصور و اخيرا الفيديو! 1

كتبها عمار تاسائي ، في 20 مايو 2008 الساعة: 04:29 ص

 

الكثير منا يوميا يواجه العديد من الموبايلات الذي تحتوي علي عدسة صغيرة او كاميرا دون ان يكترث لها او ربما حتي يسمح لنفسه ان يفكر في امرها و اهميتها..

و تم هذا بفضل تقدم التكنولوجيا و لون ان ذلك حدث قبل مائة عام لكان الامر يختلف و كان الواحد من هذه المبايلات لا تحدد بثمن.

والحقيقة ان الزمن لم يقلل من اهمية الكاميرا و لا الصورة، فاذا تصورنا ما هي اهميه صورة ما تحمل بعض الحقائق حول جريمة ما او حدث مابالنسبة لفاعلها او الشرطة مثلا ، سندرك بص

المزيد

أضف الى مفضلتك
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Google
  • LinkedIn
  • Live
  • MySpace
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • TwitThis
  • YahooMyWeb

لوحه

كتبها عمار تاسائي ، في 19 مايو 2008 الساعة: 05:49 ص

121117

أضف الى مفضلتك
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Google
  • LinkedIn
  • Live
  • MySpace
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • TwitThis
  • YahooMyWeb

موناليزا هل هي سر محير ام كذبه كبيرة

كتبها عمار تاسائي ، في 19 مايو 2008 الساعة: 05:39 ص

لقد قيل الكثير في هذه الوحة التي رسمها الفنان الايطالي دافينجي، لكن احيانا نتسائل هل انها تستحق كا هذا ال

المزيد

أضف الى مفضلتك
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Google
  • LinkedIn
  • Live
  • MySpace
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • TwitThis
  • YahooMyWeb